استفاده از تجربه کاربری
دقیقا برخلاف اینکه هدف بازاریابی ایجاد ارزش برای کسب و کار است ، هدف از تجربه کاربری ایجاد ارزش برای مشتری و کاربر است. همدلی و ارتباط با مشتری هسته ی اصلی و مرکزی تجربه کاربری است.
متخصصان تجربه کاربری از روشهای مختلفی همچون ایجاد شخصیت کاربر، رفتار آنلاین کاربر و تستهای آنلاین استفاده میکنند تا نیازهای کاربر را کشف کنند و به آنها کمک کنند تا تجربهی بهتری به دست آورند. در تجربهی کاربری خدماتدهی عالی به مشتری هدف نهایی است. برای ارائهی خدمات منحصربه فرد به مشتری درک عمیق از نیازها و اهداف مشتری بسیار مهم است و این درک عمیق از طریق تحقیق بدست میآید.
آیا کسب و کارهایی که پایه ی آنها تجربه ی کاربر است با شکست روبه رو می شوند؟
از آنجایی که هر دو مبحث بازاریابی و طراحی تجربه کاربری با مشاهدهی رفتارهای انسانی تکامل پیدا میکنند. به همین دلیل، تحقیقات بسیاری جهت اثبات همگرایی این دو مبحث انجام شده است. بسیاری از محققان معتقدند که طراحی تجربه کاربری باید زیرمجموعهای از بازاریابی باشد و زمانیکه بازاریابی با طراحیتجربه کاربری هماهنگ عمل میکند، بسیار نتیجه بخش است. با این حال، تحقیقات نشان میدهد زمانیکه بیش از حد به تجربه کاربری توجه میشود، عوامل دخیل در بازاریابی حذف شده و کسبوکار به کل از بین میرود.
بیایید به آمار بیشتری از اپلیکیشنهایی که تنها به طراحی تجربه کاربری اهمیت میدهند، بپردازیم:
- ۸۰ درصد از کلیهی اپلیکیشنها با تجربهی کاربری عالی کمتر از ۱۰۰۰بار دانلود میشوند.
- تنها ۱ درصد از کلیهی اپلیکیشنها با تجربهی کاربری عالی بیش از یک میلیون بار دانلود شدهاند.
اپلیکیشنهایی با تجربهی کاربری عالی به یک دلیل عملکرد بسیار ضعیفی دارند، آنها نمیتوانند هم خدمات ارائه کنند و هم فروش کنند.
اما اپلیکیشنهایی هم که فقط از بازاریابی استفاده میکنند، نمیتوانند به صورت طولانیمدت دوام بیاورند.
اپلیکیشنها و یا وبسایتهایی که موفق میشوند، اغلب سوال نمیکنند که چه کاری میتوانیم انجام دهیم تا نرخ تبدیلها را بالا ببریم؟ بلکه آنها میپرسند، مشتریان ما چه چیزی نیاز دارند و چگونه میتوانیم به آنها بهترین خدمات را ارائه کنیم؟ تفاوت این دو سوال تفاوت بین بخشهای بازاریابی و بخشهای طراحی تجربه کاربری است. بازاریابی هنر استدلال و تجربه کاربری هنر خدماتدهی است.